تبليغاتX
تنهایی مرام عشقه!!!!

روشن ترين کلمه "اميد" است... به آن اميدوار باش .

ضعيف ترين کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترين کلمه "دانش"است... آن را فراگير.

محکم ترين کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمي ترين کلمه "غرور"است... بشکنش.

 سست ترين کلمه "شانس"است... به اميد آن نباش.

 شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

 لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير.

 ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:4  توسط میلاد | 

مهم نيست کف پات رو شسته باشي يا نه ! حتي مهم نيست که کف پات نرمه يا زبر ! مهم اينه که وقتي پات رو تو زندگيه کسي
ميزاري و از زندگيش عبور مي کني ? وقتي که مهلتت تموم شد و فقط رد پات موند  انقدر اون رد پا خواستني باشه که به کسي
اجازه نده پاهاش رو روي رد پات بذاره

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر
اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم
و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه بهشتي ميشه جهنم

اگه مي دونستي قطره ي بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسي داشت " اگه مي دونستي يه بندر
وقت رفتن کشتيها چه تنها ميشه " اگه مي دونستي درخت کاج وقت پر کشيدن پرنده ها چه غمگين
ميشه " اگه مي دونستي که رفتنت چه آتشي بر جانم کشيد اين قدر راحت نمي گفتي : خداحافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:5  توسط میلاد | 

من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم كه از من عاشقتر باشد و از من براي تو مهربانتر ...
من تو را به كسي هديه مي دهم كه صداي تو را از هزار فرسخ راه دور ، در خشم ، در مهرباني ، در دلتنگي ، در هزار همهمه ي دنيا يكه و تنها بشناسد ...
من تو را سخاوتمندانه به كسي مي دهم كه راز آفتابگردان و تمام سخاوتهاي عاشقانه ي اين گل معصوم را بداند و ترنم دلپذير هر آهنگ ، هر نجواي كوچك ، برايش يك خاطره ي مشترك باشد ...
او بايد از رنگين كمان چشمان توتشخيص بدهد كه امروز هواي دلت آفتابيست يا آن دلي كه من برايش مي ميرم ، سرد و بارانيست ...
اي بهانه ي زنده بودنم !!! من تو را سخاوتمندانه به كسي مي دهم كه قلبش بعد از هزار بار ديدن تو ، باز به همان ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد ، همانطور عاشق ، همانطور مبهوتِ وقار و جمال بي مثال تو ...
آيا كسي پيدا خواهد شد ؟؟؟ از من عاشقتر و از من مهربانتر براي تو ... ترا به او سخاوتمندانه با دنيايي حسرت خواهم بخشيد و او را كه از من براي تو عاشقتر است ، هزاران بار خواهم بوسيد ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:16  توسط میلاد | 

حکايت جالبيست !! فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند .

محبت ساده ترین کلام و قدرتمندترین ابزار در دنیا است

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 0:9  توسط میلاد | 

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني مستي و ديوانگي - عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر - عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن - عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن - عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن - عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار - عشق يعني هرچه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن - عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب - عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، آه شبان - عشق يعني معني رنگين كمان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 10:40  توسط میلاد | 

لطيفه

جنازه اي را بر سر راهي ميبردند. درويشي با پسر بر سر راه ايستاده بودند پسر از پدر پرسيد: بابا در اينجا چيست؟ گفت:ادمي. گفت: كجايش ميبرند؟ گفت: به جايي كه نه خوردني باشد و نه پوشيدني نه نان و نه اب نه هيزم نه اتش نه زر نه سيم نه بوريا نه گليم. گفت: بابا مگر به خانه ي ما ميبرندش؟

 

این لطیفه ای از عبید زاکانی بود که امیدوارم خوشتون بیاد....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 10:28  توسط میلاد | 

باید همچون باد گذشت و چون ستاره درخشید باید فریاد کشید و خالی شد .

باید بود و ره پیمود و کوشید .باید سر به سبزه زار هستی گذاشت و با نسیم مهربان آفتاب مأنوس شد باید سر سبزی زندگی را در نگاه گرم خورشید جستوجو کرد .

باید دل به سبزینه سپرد و عطر خوشبوی یاس را در چشم نسترن های تازه به خانه دل فرا خواند .

باید طاق نیلوفرین آرزو ها را به بلندای بی نهایت رساند . باید به دنبال پیچک های امید و آرزو بود .

باید که چون بارانی از نوارش از امتداد دیوارهای غول گونه بارید .

باید............

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 18:55  توسط میلاد | 

   

براي گفتن داستاني که نهايت بزرگي عشق را نشان ميدهد

داستاني شيرين که از عشق وعمرش از درياها نيز بيشتر است

وحقيقتي ساده درباره عشقي که او به من هديه کرد

از کجا شروع کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمي دانم ....زيرا در مصف عشق او بايد الفاظ بسياري بکار برد

با اولين سلام او .با اولين سخن او.معناي جديدي به جهان پوچ من داد

که در آن هيچ تکرار و علاقه ي ديگري نبود

او به زندگي من پا گذاشت و آن را شيرين کرد

او قلب مرا کاملا پر کرد که ديگر جاي هيچ کس و چيزي نخواهد بود

او قلب مرا با چيزهاي خاص پر کرد وروح مرا با انبوهي از عشق پر کرد

براي همين هر کجا بروم تنها نخواهم ماند...البته با وجود همراهي او چه کسي تنها خواهد ماند؟

هر وقت در جستجوي دستان او باشم او در کنار من است ...چه مدت از اين عشق گذشته باشد نمي دانم

من هيچ جوابي ندارم اما همين قدر ميدانم بگويم که به او احتياج دارم تا زماني که ستاره ها مي درخشند

من محبت اورا مي پذيرم و بي آنکه دغدغه فردا را داشته باشم

چون ميدانم فردا بيشتر از امروز دوستش دارم

جاودان باشي اي عشق

 

 

                                                                         
        
                                                                                                                            

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:27  توسط میلاد | 

امشب شب اول محرمه محتاجيم به دعا هيچكس از دم در اقا امام حسين دست  خالي بر نگشته اميدوارم شما هم خواستهاتونو از اقا امام حسين بگيرين و ما رو هم دعا كنين........

امشب شبيه كه خدا هم با بنده هاش عشق بازي ميكنه!!!!!

 

يا ابا عبدالله الحسين

 

يا ابالفضل العباس

 

ياد روي تو

 

به كعبه رفتم و زانجا هواي كوي تو كردم           جمال كعبه تماشا به ياد روي تو كردم

شعار كعبه چو ديدم سياه دست تمنا                    دراز جانب شعر سياه موي تو كردم

چو حلقه ي در كعبه به صد نياز گرفتم                     دعاي حلقه ي گيسوي مشكبوي تو كردم

نهاده خلق حرم سوي كعبه روي عبادت                 من از ميان همه روي دل به سوي تو كردم

مرا به هيچ مقامي نبود غير تو كامي                         طواف و سعي كه كردم به جستجوي تو كردم

به موقف عرفات ايستاده خلق دعا خوان                   من از دعا لب خود بسته گفت و گوي تو كردم

فتاده اهل مني در پي مني و مقاصد                           چو جامي از همه فارغ من ارزوي تو كردم

 

اين غزلي از جامي بود كه تقديم ميكنم به همه ي عاشقا!!!!!!!

در پناه حق.

در ضمن نظر يادتون نره...... مخلصيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 15:22  توسط میلاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من میلاد، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور ارومیه و 20سال سن دارم.
امیدوارم مطالبی که براتون مینویسم خوشتون بیاد.
در ضمن این مطالبو از ته دلم مینویسم و این مطالب رو در زندگیتون استفاده کنین.
با سپاس فراوان.

نوشته های پیشین
دی 1386
پیوندها
دفتر خاطرات من تو اين روزهاي بيقراري
وبلاگ سحر خانوم
غذاي روح
اقا پوريا
روح خدا
شيلا خانوم
كلبه خزان عشق(وحيد)
اوين
جادوي عشق
رسيده هاي نچيده
تنها با عشق(هادي)
من صبورم اما..
عشقت يادم نميره
دوست دارم
حرف دل
ميعاد و الهه دو يار ابدي
اسمون ابي
دوست داشتن زيباست
دو چكاوك
امير حسين
لعنت خدا بر من اگر....
الاچيق من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان